تقریبا الان یه هفته شد که گوشیم رو گم کردم. چقدر گوشیم رو دوست داشتم .
اصلا معلوم نشد کجا گم شد . هر چی مرور می کنم نمی فهمم !!!
یه گوشی قدیمی برای روز مبدا اورده بودیم !!! . وقتی روشنش کردم با صدای زنگش یه عالمه خاطره به یادم اورد . خاطراتی که دوستشون ندارم !!!
از ایران هم که فقط خبر مرگ هست و مرگ !!!
هفته پیش تو دانشگاه جشن بود ! مسابقات ورزشی ، رقص و اواز . یه رقص ایرانی داشتیم با یه آواز ایرانی .کلی مورد استقبال قرار گرفتن !!!
دلم برای ایرانی بودنم می سوزه !!!
بالاخره از تنهایی در اومدم ! یه دوست قذیمی اومد اینجا !!!
یه سری سوییت برای خارجی ها ساختن ، نسبت به قیمتشون خوبه . یه سری کارگر اومده بودن خورده ریزکاری هاش رو انجام بدن .یکی از بچه ها گفت دوست دارید بیان ایران . جوابی دادن که فقط می شه گفت خاک بر سر دولت مرد هامون !
با ترس پرسیدند بیام ایران تروریست ها نمی کشنمون ؟؟؟
یه کارگر که جزئ خیابون های اطراف دانشگاه و دهاتش جای دیگه ای بلد نیست !!!!